تبليغاتX

رفاقت براي تازه به دوران رسيده ها تفريحي بيش نيست اما براي دوستاني كه رفاقت را مي فهمند زندگي است

/span>

چشم انتظار
قالب وبلاگ

چشم انتظار
 
لینک دوستان
چت باکس


انسان چه دیر میفهمد زندگی همان روزهایی بود که آرزوی زودتر سپری شدنش را داشت...

[ چهارشنبه 1391/02/20 ] [ 19:5 ] [ sheyda ]

پری بودم و با من ناز کردی

به ناز و عشوه عشق آغاز کردی

مرا آواز دادی ُ چون رسیدم

کبوتر گشتی و پرواز کردی

ه.سایه(هوشنگ ابتهاج)

[ چهارشنبه 1391/02/20 ] [ 19:8 ] [ sheyda ]

گفت دعا کني،
مي آيد ...
گفتم آنکه با دعا بيايد به نفريني مي رود؛
خواستي بيايي، با دعا نيا؛
با دل بيا....

[ جمعه 1391/02/08 ] [ 8:0 ] [ sheyda ]

تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت .
اندازه می گیری !
حساب و کتاب می کنی !
مقایسه می کنی !
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ،
... ... که زیادتر گذشته ای ،
که زیادتر بخشیده ای ،
به قدر یک ذره ،
یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم...!

[ جمعه 1391/02/08 ] [ 7:59 ] [ sheyda ]

دنیا عوض شده:

حسنک کجایی؟

گاو ما ما می كرد
گوسفند بع بع می كرد
سگ واق واق می كرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی...؟

شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود. حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد، كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد. پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد. پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود. او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.

برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود. ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و كور بود. الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد.

به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.



[ جمعه 1391/02/08 ] [ 7:51 ] [ sheyda ]

ای کاش فدک این همه اصرار نداشت

کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این است

کاش که آن در مسمار نداشت

[ شنبه 1391/02/02 ] [ 19:11 ] [ sheyda ]
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند دلش تر شد  و رفت

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت

[ جمعه 1391/02/01 ] [ 15:43 ] [ sheyda ]
جیغ و داد و ونگ

به دنیا اومدی،‌ بچه قشنگ

راستی،‌ می خواستی به دنیا بیایی؟

اینجا را دوست داری گلابی؟

زندگی را شروع کردی با داد و قال

مامان و بابا از اومدنت هستند خیلی خوشحال

این حماقت،‌ برای تو می ده،‌ خیلی حال

وقتی گرسنه ای،‌می کنی گریه و زاری

عوض کردنت برای مامان و بابا هست یه وظیفه،‌ آری

شبها وقتی همه جا هست خاموش

جیغ و هوارت، می خراشه گوش

اونوقت تورو باید گرفت در آغوش

بوسه نشه فراموش

وای دیگه دراومد آفتاب

بسه گریه،‌ بگیر آسوده بخواب

هر روز باید ازت بشه پرستاری

هی بغلت کنند،‌ عجب کاری

مامان و بابا می خوان برن جشن و بالماسکه

اما تو دوست داری روروک و کالسکه

هرکی نگاهت کنه جیغ می کشی فت و فراوون

نمی خواهی از بغل مامان و بابا بیایی تو بیرون

حمله می کنی به همه چیز مثل یه غارتگر

هر چی بخواهی،‌ همه حلقه به گوشند و فرمانبر

مامان و بابای بیچاره تو را می کنند تحمل

آخه خیلی نازی و گل و تپل و مپل

بعد از حمام می گیری می خوابی

تو موش کوچولوی گلابی

لبخند روی لب و چشمها خفته

تولدت مبارک ای غنچه

[ جمعه 1391/02/01 ] [ 15:35 ] [ sheyda ]
سلام به همه فقط اومدم بگم ۱۲/۱۳ روز دیگه سالروز شکفتنمه به عبارتی(داشتی ادبیاتو؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

کادو یادتون نره ها جواز ورودتون فقط کادو

 

این روزا بهترین کادویی ک در عین سادگی فکر میکنین به درد طرف مقابل بخوره  چیه؟به نظر شما؟دوسدارم عقیده هاتو نو بدونم ...

 

 

[ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ 16:45 ] [ sheyda ]
سلام اینجا مدرسه من شیدا

ساعت مبانی

به وقت شهرکرد

خیرسرمون کلاس برنامه نویسی میکنیم

وبلاگ هم واسه خودش برنامه ایه

خونه هم که باز اینترنت ندارم

سال نو جدید بابای ی

تا صاحبش نیومده

[ چهارشنبه 1391/01/16 ] [ 11:49 ] [ sheyda ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز نظر اجباری نیست ولی اگه نظر بدی خوشحال میشم .مر30

شیدا

راستی اگه دوسداری لینکم کنی با اسم چشم انتظار لینک کن.
آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند

آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند




آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی

به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند



دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد

شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند



فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است

فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند



صبحِ فردا به شبت نیست که نیست

تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند



راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم

پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند



آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان

به خــدا آخــر دنیـاست، بخند


خانم نغمه رضایی
شاید آن روز که سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت...
باید اینگونه نوشت
هر گل باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجباریست لاجرم باید زیست



به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم...
پشت هیچستان جاییست
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهاییست
که خبر می آرند از گل واشده ی
دورترین بوته ی خاک
روی شن ها هم
نقش های سم اسبان سواری ظریفیست
که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه ی نارونی
تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
که مبادا ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من ...

كدهای جاوا وبلاگ




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس